جليل عرفان منش

172

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

آنها را از نعمت خود بهره‌مند گردان ، باران خود را هنگامى كه مردم به خانه‌هاى خود بازگشتند فرو فرست . على بن محمد بن سيّار در ادامهء روايت خود مىافزايد : سوگند به خدايى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را براستى برانگيخت ، پس از دعاى آن حضرت بادها وزيدن گرفت و ابرها به هم پيوست و رعد و برق پديد آمد و مردم مانند افرادى كه از باران فرار مىكنند از جاى برخاستند و به سوى خانه‌هاى خود روان شدند . . . و هنگامى كه جمعيت به خانه‌هاى خود رسيدند باران شروع شد . « 35 » مخالفان ولايتعهدى عباسيان با نگرانى ماجراى ولايتعهدى را تعقيب مىكردند ، مخالفان سياسى مأمون در بغداد ، در همان سال كه خبر واگذارى ولايتعهدى به على بن موسى الرضا عليه السّلام منتشر شد ، دست بيعت به سوى منصور بن مهدى ، عموى مأمون دراز كردند . « 36 » امّا منصور ، بيعت آنها را واگذاشت و فرماندارى بغداد را عهده‌دار شد . عبّاسيان گرد ابراهيم بن مهدى را گرفتند و با وى بيعت كردند تا مبادا بعد از مأمون خلافت از خاندان آنان خارج شود . آنها ابراهيم بن مهدى را ، امير المؤمنين ، خليفه و وليعهد خواندند . « 37 » تنها عبّاسيان بغداد نبودند كه با ولايتعهدى على بن موسى الرضا عليه السّلام مخالفت مىورزيدند ، بلكه اين نارضايتى در ميان نزديكان مأمون و عباسيانى كه دست وى را هنگام بيعت به گرمى فشرده بودند نيز رواج داشت . سرشناسترين اين گروه اخير ، عيسى بن يزيد جلودى ، « 38 » على بن ابى عمران و ابو يونس بودند كه تا پاى جان

--> ( 35 ) - نقل به اختصار از عطاردى ، اخبار و آثار امام رضا عليه السّلام ، ص 5 - 143 . همچنين سيد خليل نجفى يزدى ، مناقب اهل بيت عليه السّلام ، 2 / 5 - 194 . ( 36 ) - ابن اثير ، كامل تاريخ اسلام و ايران ، 10 / 267 . ( 37 ) - ر . ك . به : همان مأخذ ، 10 / 8 - 267 ؛ طبرى ، تاريخ طبرى ( چاپ بيروت ) ، 5 / 139 و ( ترجمهء فارسى ) 12 / 5660 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، 2 / 441 ؛ ابن طقطقى ، تاريخ فخرى ، ص 301 ؛ نخجوانى ، تجارب السلف ، ص 158 . ( 38 ) - عيسى بن يزيد جلودى را برخى به اشتباه فرستادهء مأمون براى عزيمت امام رضا عليه السّلام از مدينه به مرو دانسته‌اند ، شيخ مفيد در الارشاد و ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبيين منشأ - - اين اشتباه هستند و ساير منابع از جمله روضة الواعظين كه به نظر مىرسد مأخذ اصلى آن الارشاد است ، اين اشتباه را تكرار كرده‌اند . بررسى كنيد : شيخ مفيد ، الارشاد ، 2 / 250 ؛ ابو الفرج اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ( ترجمهء رسولى محلاتى ) ، ص 523 ؛ فتال نيشابورى ، روضة الواعظين ، ص 369 .